عضويتلغو عضويتPowered by WebGozar
مسکن گزیدی
در پوششی سخت
سخت تر از تگرگ
گرم تر از احساس
متن کامل دست نوشته
( ۱ )
آری
با تو هستم
جادوگر نطق های نفرت
که عشق را آذین می کنی
بر ارتعاش صیدی هراسان
.....
سلام
بدون مقدمه :
......
پیشکشی برای ناخدا با خدا
******************
یکی نبود هیچکی نبود
اون زمونا
نه اونقدر
تو دور دور ها
نزدیکترها
یه وقتی با خدائی بود
********************
( تقدیم به تنهای من )
اینگونه می خوانمت
تنهای من .
نامت هر چه هست
خانه ات
آشیانهء غربتت.
سلام به همه دوستایی که می شناسم و نمی شناسم.
من نا خدا با خدا طراح قالب هفت اقلیم هستم.
.......
یکی نبودهیچکی نبود
خدا هم یه جائی رفته بود
یه قاصدک چشم انتظار
نخواست بره سر قرار
اونشب دلش گرفته بود
از هر چی باد بریده بود
....
دیگر بار
به انتظار
در سوگ و تسلای
رهزن مرگی
دگر بود .
و زیباتر
قرار یک ضیافت
در شبی تاریک و دهشتناک .
خدا خواندش
به شامی
روی در روی
تولدت مبارک
زمان می گذشت .
دستان هرزهء سرنوشت
هذیان وار
می نوشت .
به خود گفتم
برایش می نوازم
و تو
- با خود -
گفتی دگر بار
شعور راسخش را
از سر حیله
...
پاسخ گفت بدرود
این در اولین سلام بود .
رسم رایج زمان
نجوائی غریب را
همان بیداد دیرینه
نرفته باز می گردیم .
وآن سان
که خویشتن را
مالامال از ملال
خواهی دید
پیغام آوران سیه
شب به شب
یاوه سرود
مرگ دگر اختری را
در ماتم تشییع.
(( تقدیم به .......))
تو هم مردی
به سان یک عمارت
کهنه و تنها .
هرزگی مغرور و مسرور نگاهت
استواری عشقم را
در بیکرانگی چشمانم
رسم می کند
سفر
بهانهء رفتن بود
پس
رفتن
بهانهء سفر شد .
صدای عشق
شهوت دیرینهء من
به درون
سکوت سرشار از سخنان ناگفته نیست
نگاه سرشار از سخنان ناگفته است
نگاه معصوم دختر
بر کبوتری زخمی